تبليغاتX
مدیریت

مدیریت

5S

5S - پنج اصل براي دستيابي به کيفيت عالي در محيط کار

 

5S - يک سيستم کنترل ظاهر و از اصول سيستم توليد ناب مي باشد. 5S و کنترل هاي بصري ابزار هاي سازماندهي محيط کار هستند که زمينه لازم براي پيشرفت محيط کار را فراهم مي کنند. 5S و کنترل هاي بصري اطمينان حاصل مي سازد که براي هر چيز جايي وجود دارد و آن چيز همواره در جاي خودش است - تمييز و آماده استفاده.

5S مخفف پنج کلمه ژاپني مي باشد. اين کلمات عبارتند از :

1.        Seiri - ساماندهي.

2.        Seiton - نظم و ترتيب.

3.        Seiso - پاکيزه سازي.

4.        Seiketsu - استاندارد سازي.

5.        Shitsuke - انضباط.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/11ساعت 12:46  توسط محمد زارعی  | 

به نظر شما پیام مدیریتی این تصاویر چیست؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 11:53  توسط محمد زارعی  | 

ضرب المثلهای جهان

 

مثل انگلیسی : به زن لال هم اگر راز خود را بسپاری فاش خواهد شد .

مثل اسپانیولی : اگر می خواهی زیاد عمر کنی در جوانی پیر بشو .

مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.

مثل آفریقایی : بر الاغ اگر پالان زرین هم بنهی باز هم الاغ است .

طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم.

فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.

مثل آفریقایی : شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر .

مثل آلمانی : خالی ترین ظرفها، بلندترین صداها را می دهد.

مثل آلمانی : بهتر است دوباره سؤال کنی تا اینکه یکبار راه اشتباه بروی .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 11:4  توسط محمد زارعی  | 

آزموني براي تشخيص شايستگي شما در مورد مديريت

كوئيز زير از چهار سؤال تشكيل شده كه به شما خواهد گفت آيا براي اين كه يك مدير حرفه‌اي باشيد، شايستگي لازم را داريد يا نه؟

سؤال‌ها مشكل نيستند. در مورد هر سؤال اول سعي كنيد خودتان پاسخ بدهيد و بعد پاسخ را بخوانيد تا ببينيد درست جواب داده‌ايد يا خير.

.

.

.

.

1-از شما خواسته شده يك زرافه را در يخچال قرار دهيد. چطور اين كار را انجام  می‌دهيد؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: درب يخچال را باز مي‌كنيم. زرافه را داخل يخچال مي‌گذاريم و سپس درب آن را مي‌بنديم. هدف از اين سؤال اين است كه مشخص شود آيا شما از آن دسته افرادي هستيد كه تمايل دارند مسائل ساده را خيلي پيچيده ببينند يا خير!

.

.

2-حال از شما خواسته شده يك فيل را در يخچال قرار دهيد. چه مي‌كنيد؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: آيا پاسخ شما اين است كه درب يخچال را باز مي‌كنيم و فيل را در يخچال مي‌گذاريم و درب آن را مي‌بنديم؟

نه! اين درست نيست!

پاسخ صحيح اين است كه درب يخچال را باز مي‌كنيم. زرافه را از يخچال خارج مي‌كنيم. فيل را در يخچال مي‌گذاريم و درب آن را مي‌بنديم. اين سؤال براي اين است كه مشخص شود آيا شما به نتايج كار هاي قبلي خود و تأثير آن برتصميم گيري‌هاي بعدي‌تان فكر مي‌كنيد يا خير.

.

.

3-شيرشاه يك كنفرانس براي حيوانات جنگل ترتيب داده است كه به جز يك حيوان، همگي حيوانات در آن حضور دارند. آن يك حيوان غايب كيست؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ:‌ يادتان رفته كه فيل الان در يخچال است؟ پس حيوان غايب اين جلسه بايد فيل باشد! هدف از اين سؤال اين است كه حافظه شما در به خاطر سپردن اطلاعات سنجيده شود.

اگر تا اين جا به سؤالات پاسخ درست نداده‌ايد نگران نباشيد، هنوز يك سؤال ديگر مانده است.

.

.

4-بايد از يك رودخانه عبور كنيد كه محل سكونت كروكوديل هاست. شما قايق نداريد. چه مي‌كنيد؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

پاسخ: خيلي ساده است! به داخل رودخانه پريده و با شنا كردن از آن عبور مي كنيد.

كروكوديل‌ها؟ آنها الان در جلسه‌اي هستند كه شيرشاه ترتيب داده! هدف از اين سؤال اين است كه مشخص شود آيا از اشتباه‌هاي قبلي خود درس مي‌گيريد كه دوباره آن ها را تكرار نكنيد يا خير.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/08ساعت 14:36  توسط محمد زارعی  | 

لطیفه های مدیریتی

سرعت یعنی این؟
 

سه تا پسر درباره پدرهايشان لاف مي زدند:

اولي گفت: «پدر من سريعترين دونده است. اون مي تونه يك تير رو با تيركمون پرتاب كنه و بعد از شروع به دويدن، از تير جلو بزنه.»

دومي گفت: «تو به اين ميگي سرعت؟ پدر من شكارچيه. اون شليك ميكنه و زودتر از گلوله به شكار ميرسه.»

سومي سرشو تكون داد و گفت: «شما دو تا هيچي راجع به سريع بودن نمي دونيد. پدر من كارمند دولتي است. اون كارشو ساعت 4:30 تعطيل ميكنه و 3:45 تو خونه است!»

....
 انجام وظیفه؟

دو تا كارگر در حال كار بودند. يكي زمين را مي كند و ديگري آن را پر مي كرد.

عابري كه از آنجا رد مي شد از آنها پرسيد: «چرا كار بيهوده انجام مي دهيد؟»

يكي از آن دو كارگر كه از سوال عابر ناراحت شده بود، گفت: «ما كار بيهوده انجام نمي دهيم. ما هميشه سه نفريم. يكي زمين ميكند، دومي لوله را كار مي گذارد و سومي رويش را پر مي كند. امروز نفر دوم مريض بوده و سر كار نيامده است ولي ما وظيفه خودمان را انجام مي دهيم.»

شرح:

 

فقط ماشين براي انجام صحيح وظايفش به آموزش نياز ندارد. حتي كارگران ساده نيز به حداقلي از آموزش و قدرت تحليل نياز دارند كه بايد در مجموعه اقدامات مديريت از مرحله جذب تا ... مورد توجه قرار بگيرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/08ساعت 14:34  توسط محمد زارعی  | 

جملات برگزیده مدیریتی

هيچ اتفاقي، اتفاقي نيست....

هيچ چيز در زندگي معنا ندارد، مگر معنايي كه شما

به آن مي دهيد.

هيچ چيز بي بهره تر از آن نيست كه كاري غيرضروري را بهره ورتر سازيد.

اگر همان كاري را انجام مي دهي كه هميشه انجام داده اي، همان چيزي را به دست خواهي آورد كه هميشه به دست آورده اي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/08ساعت 14:27  توسط محمد زارعی  | 

کاریکاتورهای مدیریتی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/08ساعت 14:7  توسط محمد زارعی  | 

نکته مدیریتی

«تا از خودت اطمینان نداشتی در انجام کاری تلاش

 نکن و صرفاً نیز، به دلیل اینکه دیگری به تو

اطمینان ندارد از انجام کاری صرف نظر نکن»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 21:19  توسط محمد زارعی  | 

مدیریت بحران: «تصمیم‏گیری در شرایط بحرانی»

ممكن است فكر كنید همین كه با بحران رو به رو شدید و مشكلات عملی و مسائلی كه آن را دربر گرفته است سرو سامان دادید ، برای شما كفایت می‏كند و همه چیز خاتمه یافته است .اما نه ، نمی‏توانید به سادگی از عواقب و اثرات آن رها شوید. مدیریت بحران از جمله موقعیت‏هایی به شمار می‏رود كه در آن گاهی این احساس به انسان دست می‏دهد كه دنیا با او سر دشمنی دارد.
در ساعت سه بعد از نیمه شب یكی از شب‏های اسفند ۱۳۶۴ سروان صداقت ، مسئول اداره گذرنامه فرودگاه مهرآباد مطابق شب‏های كشیك در حال انجام وظیفه بود. در همین زمان ، یك خانم بیمار تبعه كشور آلمان در حالی كه بر روی برانكارد قرار داشت و در حالت اغما بسر می‏برد به همراه سفیر كشور آلمان و یك پزشك ایرانی وارد قسمت ترانزیت فرودگاه مهرآباد شدند. بیمار در وضعیت خوبی نبود و پزشك معالجش در حالی كه پایه سرم را در دست داشت از او مراقبت می‏كرد. پس از ورود ، سفیر آلمان به سرعت خود را به سروان صداقت رساند و با كمك پزشك ایرانی كه مطالب او را ترجمه می‏كرد به وی گفت : این خانم یك ماه قبل ، از كوه سقوط كرده و نخاع شوكی وی آسیب دیده است. تا به حال سه بار در یكی از بیمارستان‏های تهران مورد عمل جراحی قرار گرفته است و طبق تشخیص پزشكان نیاز به یك عمل جراحی دارد كه به علت فقدان وسایل و تجهیزات مورد نیاز انجام دادن آن در ایران میسر نیست. ما ترتیبی داده‏ایم كه بیمار ،‌امشب به محض رسیدن به فرودگاه فرانكفورت به بیمارستان منتقل شده ، تحت عمل جراحی قرار گیرد . به همین جهت از شما می‏خواهم كه به بیمار و پزشك همراهش اجازه داده شود با پرواز امشب ، تهران را ترك كنند. (گفتنی است براساس قوانین و مقررات ، هیج ایرانی یا خارجی بدون همراه داشتن گذرنامه معتبر حق خروج از كشور را ندارد ، به علاوه خارجیان ملزم هستند ۴۸ ساعت قبل از پرواز به اداره اقامت اتباع بیگانه مراجعه كرده ، اجازه خروج دریافت دارند.)
فکر می کنید در این شرایط بحرانی سروان صداقت چه تصمیمی گرفت؟

اگر شما در آن شرایط جای او بودید چه تصمیمی می گرفتید؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 21:11  توسط محمد زارعی  | 

شش سيگما و مديريت كيفيت جامع

مديريت كيفيت جامع( TOTAL QUALIT MANAGEMENT ) از طريق اصلاح مستمر فرآيندها سعي مي نمايد پيوسته رضايت مشتري را  تأمين و دامنه تغييرات را همواره كاهش دهد ، هزينه ها كاهش مي يابند وكيفيت محصول افزايش مي يابد . فرآيند بهبود مستمر در سازمان مستلزم اقدامات دايره شكل است و مسير در چرخه ( PDCA ) برنامه ريزي، اجرا، كنترل و اقدام“ فعاليت مي كند و مديريت براي تغيير فرآيند، برنامه ريزي مي كند، آنرا به اجرا در مي آورد نتيجه را كنترل مي نمايد و با توجه به نتايج بدست آمده به گونه اي عمل مي كند كه فرآيند تغيير به صورت استاندارد درآيد.
تحول و تكامل مفهوم TQM همراه با نيازها و الزامات كسب و كار صورت گرفته و بر اين پايه بوده است كه TQM روش شناسي جامع بهبود مستمر سازمان مي باشد. در روش شناسي مديريت كيفيت، جان مايه فرآيند بهبود مستمر در سازمان بر پايه تفكر حذف اتلاف و خطا(ZERO DEFECT) قرار داده شده است.
روش شناسي TQM به همراه تكامل آن در قالب مدل تعالي سازماني با تفكر ZERO DEFECT اگرچه طي دهه هاي 60 تا 80 تأثيرات شگرفي در سازمان به جاي گذاشت اما در دهه ي 80 دچار تحولي ديگري گرديد.
آنچه كمپاني موتورلا در دهه 80 به آن پرداخت را مي توان يك نوع مهندسي مجدد در مديريت كيفيت جامع دانست كه نهايتا“ به طرح روش شناسي شش سيگما منجر گرديد. ضرورتي كه اين شركت را به سمت شش سيگما كشانيد اين بود كه در فضاي پيچيده و بسيار رقابتي كسب وكار ديگر نمي توان صرفا“ با تفكر حذف اتلاف و خطا و برخي راهكارهاي عملياتي به موفقيت رسيد. شش سيگما با تاكيد برحصول نتايج  بسيار اثربخش تر نسبت به رويكردهاي كلاسيك TQM عمل مي نمايد .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 21:8  توسط محمد زارعی  | 

خلاقیت و نوآوری

زمينه‌ساز شكوفايي...

انسان به عنوان خليفه و نماينده خدا بر روي زمين، مملو از توانمندي است. او قادر است كائنات را به اراده خود درآورد اما انساني با اين خصوصيات و توانايي ذاتي فقط از ده درصد ظرفيت ذهني خود بهره مي‌‌برد و نود درصد آن به شكل انرژي و توان نهفته باقي مي‌‌ماند و به تدريج قابليت و توانايي خود را از دست مي‌‌دهد. در يك بررسي به عمل آمده، 95 درصد كودكان چهارساله از نيروي خلاقيت قابل توجهي برخوردارند. در بررسي مجدد، همين كودكان در هفت سالگي روشن شد كه فقط چهار درصد آنها قادر بوده‌اند خلاقيت چشمگير خود در سن چهارسالگي را حفظ كنند و بقيه آنها نه تنها پيشرفتي در افزايش قوه خلاقه خود نداشتند بلكه توان حفظ همان سطح را نيز از دست داده بودند. پس براي حفظ و بارور شدن انرژي نهفته در كودكان و خلاق بار آمدن آنها بايد به دور از هرگونه ترس و ترديد به پرسش‌هاي آنها پاسخ گفته و تلاش كنيم تا زمينه خودپرسشگري و جستجوگري علمي را در نسل آينده‌مان هموار، پويا و زنده نگه داريم.

خوشبختانه در طول سال‌هاي اخير تحركات مثبتي در جهت تغيير ساختارها و روش‌هاي سنتي مديريت در كشور صورت گرفته كه البته گذشت زمان و مشخص شدن ميزان اثربخشي و كارآيي مهندسي مجدد صورت پذيرفته ، امكان ارزشيابي بهتر آنها را فراهم مي‌‌سازد. اما در هر صورت جسارت و شجاعت ورود به عرصه مديريت تحول‌گرا و توجه به انديشه‌هاي جوان و نظريه‌هاي نوين، اگر با نگاه كارشناسي و خردگرا همراه باشد، مي‌‌تواند براي ايران و ايراني پر از خير و بركت باشد. بالندگي، شكوفايي يا به تعبير قرآن «تعالي» حق طبيعي هر انسان و البته ايراني برخوردار از تمدن و فرهنگ غني اسلامي و پارسي است.

نوآوري را تحت عنوان خلاقيت عينيت يافته معنا كرده‌اند. براساس اين تعريف، نوآوري داراي مفهوم عملياتي شدن و به اجرا درآمدن انديشه‌هاي نو مي‌‌باشد. همچنين منظور از نوآوري، فرآورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان يا فرد ارائه مي‌‌شود. فرآورده خلاق مي‌‌تواند نرم‌افزاري مانند انواع خدمات مثل خدمات آموزشي، بهداشتي، اداري و ... يا سخت‌افزاري مانند كالاهايي نظير محصولات صنعتي، دارويي، غذايي و... باشد. پس تعاريف خلاقيت و نوآوري داراي عناصر مفهومي تازگي ، جديد بودن، اول بار بودن و همچنين مفيد بودن مي‌‌باشند.

اما اكنون اجازه دهيد به يك پرسش مهم توجه كنيم. آيا ما فردي خلاق و نوآور هستيم يا خير؟ برخورداري از سلامت فكر و روان، انعطاف‌پذيري، به‌كارگيري نگاه همراه با ابتكار در برخورد با محيط‌هاي مختلف، ترجيح دادن پيچيدگي نسبت به سادگي، استقلال راي و داوري با استفاده از همه‌جانبه‌نگري و پرهيز از نگاه تك‌بعدي به مسائل مي‌‌تواند كمك بسياري براي ما باشد تا ذهن‌مان را به سوي ذهني تعالي‌خواه رهنمون سازيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 12:15  توسط محمد زارعی  | 

چگونه یک مقاله ISI ارزیابی می شود؟

برای این که بتوانید یک مقاله علمی بنویسید، لازم است که در این زمینه اطلاعاتی داشته باشید حال تصور کنید که این مقاله را برای موسسه اطلاعات علمی ISI می نویسید، احتمالاً برایتان بسیار مهم است که بدانید این مقالات چگونه ارزیابی می شود.

امروزه ارزیابی مقاله های علمی یکی از دغدغه های جوامع علمی می باشد.

 موسسه اطلاعات علمی ( Institute for scientific Information; ISI ) ، برای ارزیابی تحت پوشش فهرست نویسی خود ،

 سه شاخص در نظر گرفته است. این شاخص ها شامل فاکتور تاثیر ( Impact factoror; If )، شاخص فوری ( Immediately ) و

 نیمه عمر استناد ( Cited Half - Life ) می باشند.

 فاکتور تاثیر ، تعداد ارجاعات به مقاله های منتشر شده در دو سال قبل مجله تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در دو سال مذکور است

. در مواردی فاکتور تاثیر مجله به طور میانگین ( که معدل فاکتور تاثیر طول دوران فهرست شدن آن در مجله در ISI می باشد ) نیز

 مورد استفاده قرار می گیرد. این شاخص ، مهمترین و در عین حال کاربردی ترین شاخص ارزیابی مجله های از نظر ISI می باشد.

شاخص های مقاله های علمی

دو شاخص از شاخص های بالا را این گونه تعریف کرده اند:شاخص فوری ( Immediately )، تعداد ارجاعات به مقاله های منتشر شده مجله در سال مورد ارزیابی تقسیم بر تعداد مقاله های منتشر شده در همان سال مجله مذکور ، این شاخص در حقیقت شیب رشد منحنی ارجاعات را بیان می کند. نیمه عمر ارجاعات به مجله یا نیمه عمر استناد ( Cited Half - Life ) : تعداد سال هایی که از سال ارزیابی باید به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد کل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزیابی باشیم. به عبارت دیگر ، این شاخص مدت زمانی را که نیمی از کل استنادات به آن مجله صورت پذیرفته باشد را نشان می دهد و در حقیقت ، سرعت کاهش میزان ارجاعات به مجله را بیان می کند : بدیهی است که وقتی مقاله های یک مجله ارزش خود را برای ارجاعات زود از دست بدهند ( مقاله های سطحی باشند و خیلی زود و بی ارزش شوند )، تنها به مقاله های جدید مجله ارجاع داده می شود. این موضوع باعث می شود که نیمه عمر ارجاعات به مجله کاهش یابد. بنابر این هر چه نیمه عمر ارجاعات به مجله بیشتر باشد، نشان می دهد که ارزش مقاله های مجله در طول زمان بیشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار می گیرند. در مجموع ، هرچه نیمه عمر ارجاعات به یک مجله بزرگتر باشد ، ارزش مجله بالاتر می رود.

در پایان هر سال ، مجله های تحت پوشش فهرست نویسی ISI در فهرست وبگاه علم ( Web of Science = WOB ) قرار گرفته اند ، ارزیابی می شوند. معیارهای ارزیابی و سنجش همان شاخص های ارزیابی ISI ( سه شاخص اشاره شده در بالا می باشند. نتایج این ارزیابی نیز در گزارشات ارجاع مجله ( Journal Citation Reports = JCR ) ) در هر سال جهت اطلاع عموم اعلام می شود.

درجه بندی نشریه های ISI ( معیار IF )

در بین فاکتورهای بالا ، فاکتور تاثیر ، کاربردی ترین شاخص می باشد و امروزه به طور گسترده ای در درجه بندی و ارزیابی مجله ها مورد استفاده قرار می گیرد. این فاکتور در حقیقت توانایی مجله و هیات تحریریه آن را در جذب بهترین مقاله ها نشان می دهد.

فاکتور تاثیر برای نخستین بار در سال 1995 و توسط بنیانگذار ( ISI Garfield ) مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملی جهت گزینش بهترین مجله ها به کار رفت. حقیقت آن است که این فاکتور ابزار کاملی برای اندازه گیری کیفیت مقاله ها نمی باشد. بلکه چون روش بهتری وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به دیگر معیارها برای ارزیابی علمی از مزایایی برخوردار است لذا عموماً مورد استفاده قرار می گیرد. فاکتور تاثیر به صورت میانگین تعداد ارجاعات به یک مورد قابل استناد ( نظیر مقاله پژوهشی ، مقاله مروری ، نامه ، یادداشت ، چکیده و .... ) در یک مجله علمی در طول یک دوره زمانی معین تعریف شده است. معمولاً فاکتور تاثیر برای یک مجله ، بر اساس میانگین تعداد ارجاعات برای هر مقاله چاپ شده در یک دوره زمانی یک ساله به تعداد مقاله های منتشر شده و در دو سال اخیر محاسبه می شود. البته در مواردی نیز فاکتور تاثیر در یک دوره 5 ساله مورد مبنا می باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 12:11  توسط محمد زارعی  | 

اول رئیس

يك روز مسوول فروش، منشي دفتر و مدير شركت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند. يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي كنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه.

جن ميگه: من براي هر كدوم از شما يك آرزو برآورده مي كنم. منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام كه توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيك باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشي ناپديد ميشه.

بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي كنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي نوشيدني خنك داشته باشم و تمام عمرم حال كنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه.

بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه. مدير ميگه: «من مي خوام كه اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شركت باشن»!

نتيجهء اخلاقي اينكه هميشه اجازه بده كه رئيست اول صحبت كنه.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:57  توسط محمد زارعی  | 

راه حلهای مدیریتی

حل مشکل چاله

در یكی از خیابان های اصلی شهری چاله ای بود كه باعث بروز حوادث متعدد برای شهروندان می‌شد.

مدیران شهر طی جلسه های بر آن شدند كه مشكل را حل كنند.

مدیر اول گفت: باید آمبولانسی همیشه در كنار چاله آماده باشدتا مصدومین را به بیمارستان برساند.

مدیر بالاتر گفت: نه، وقت تلف می‌شود. بهتر است بیمارستانی در كنار چاله احداث كنیم.

مدیر ارشد گفت: نه، بهترین كار آن است كه این چاله را پر كنیم و چاله مشابهی درنزدیكی بیمارستان احداث كنیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:53  توسط محمد زارعی  | 

ریاضیات مدیریت

ریاضیات مدیریت

مدير باهوش + كارمند باهوش = سود

مدير باهوش + كارمند نادان = توليد

مدير نادان + كارمند باهوش = ارتقاء

مدير نادان + كارمند نادان = اضافه‌كاري

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:50  توسط محمد زارعی  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:49  توسط محمد زارعی  | 

تفکر خلاق

فكر بكر

ساختمان كتابخانه انگلستان قديمي بود و تعمير آن نيز فايده اي نداشت. قرار بر اين شد كتابخانه جديدي ساخته شود. اما وقتي ساخت بنا به پايان رسيد، كارمندان كتابخانه براي انتقال ميليون ها جلد كتاب دچار مشكلات ديگر شدند.

يك شركت انتقال اثاثيه از دفتر كتابخانه خواست كه براي اين كار سه ميليون و پانصد هزار پوند بپردازد تا اين كار را انجام دهد. اما به دليل فقدان سرمايه كافي، اين درخواست از سوي كتابخانه رد شد. فصل باراني شدن فرا رسيد. اگر كتابها بزودي منتقل نمي شد خسارات سنگين فرهنگي و مادي متوجه انگليس مي گرديد. رييس كتابخانه بيشتر نگران شد و بيمار گرديد.

روزي، كارمند جواني از دفتر رييس كتابخانه عبور كرد. با ديدن صورت سفيد و رنگ پريده رييس، بسيار تعجب كرد و از او پرسيد كه چرا اينقدر ناراحت است.

رييس كتابخانه مشكل كتابخانه را براي كارمند جوان تشريح كرد، اما برخلاف توقع وي، جوان پاسخ داد: سعي مي كنم مساله را حل كنم. روز ديگر، در همه شبكه هاي تلويزيوني و روزنامه ها آگهي منتشر شد به اين مضمون: همه شهروندان مي توانند به رايگان و بدون محدوديت كتابهاي كتابخانه انگلستان را امانت بگيرند و بعد از بازگرداندن آن را به نشاني زير تحويل دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:46  توسط محمد زارعی  | 

حکایت خواندنی

حکایت خواندنی

هنگامي که در چين سلسله « کينگ » بر سر کار بود،

روزي يکي از رؤساي دادگاه از خياطي خواست تا برايش لباس رسمي قضاوت بدوزد. خياط به حضور آمد و پرسيد: «قربان اول از همه به من بگوييد که چه نوع رئيس دادگاهي هستيد؟ آيا تازه به اين مقام رسيده ايد، يا داريد پست و مقام جديدي مي گيريد، و يا خيلي وقت است که رئيس دادگاه شده ايد؟»

مرد صاحب مقام که گيج شده بود پرسيد: « اين سوالات چه ربطي به دوختن يک لباس تازه دارد؟» خياط جواب داد: «خيلي ربط دارد. اگر تازه رئيس دادگاه شده ايد، مجبوريد که تمام مدت راست و صاف در دادگاه بايستيد. در اين صورت، شما به لباسي نياز داريد که طول جلو و عقب آن يکسان باشد. براي مقاماتي که پست جديد مي گيرند، بايد جلوي لباس بلندتر از پشت آن باشد، چون اين افراد آن قدر مغرور و پرافاده اند که سرشان را بالا و سينه شان را جلو مي دهند.

اما براي مقامات قديمي، لباس فرق نمي کند. از آنجا که بيشتر وقتها بالا دستي هايشان به آنها سرکوفت مي زنند و آنها را سرزنش و نکوهش مي کنند، و آنان هميشه مجبورند که با حالتي پکر و گرفته خم شوند، به لباسي احتياج دارند که جلوي کوتاه و پشتي بلندتر داشته باشد. به همين جهت اگر من ندانم که شما جزو کدام يک از اين سه گروه هستيد، چگونه مي توانم لباسي مناسب براي شما بدوزم.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:44  توسط محمد زارعی  | 

knowledge management


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:39  توسط محمد زارعی  | 

در رویاهایم دیدم که با خدا حرف میزنم

خدا پرسید:پس تو میخواهی با من گفتگو کنی؟

من در پاسخش گفتم:اگر وقت دارید.

خدا خندید وگفت:

وقت من بی نهایت است.....

در ذهنت چیست از من بپرس؟

پرسیدم چه چیز بشر شما را سخت متعجب میسازد؟

خدا پاسخ داد :

اینکه آنها از کودکیشان خسته میشوندعجله دارند که بزرگ شوند

و بعد دوباره پس از مدتها آرزو میکنند که کودک شوند.

اینکه آنهاسلامتی خود را از دست میدهند تا  پول به دست آورند

و بعد پولشان را از دست میدهند تا دوباره سلامتی خود را را بدست آورند.

اینکه با اضطراب به آینده مینگرند و حال را فراموش میکنند

و بنابراین نه در حال نه در آینده زندگی میکنند.

اینکه آنها به گونه ای زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد

 و مرگ آنها به گونه ای است که انگار زندگی نکرده اند.

دستهای خدا دستهایم را گرفت

 برای مدتی سکوت کردیم

و دوباره پرسیدم:

به عنوان یک پدر میخواهی کدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند؟

بیاموزند که آنها نمیتوانند کسی را وادار کنند که عاشقششان باشند.

همه کاری که آنها میتوانند بکنند این است که شرایطی فراهم کنند  تا مورد احترام و علاقه

دیگران  قرار گیرند.

بیاموزند که درست نیست که خودشان را با دیگرات مقایسه کنند.

بیاموزند که فقط چند ثانیه طول میکشدتا زخم عمیقی در قلب  آنان دوستشان داریم ایجاد کنیم اما

سالها طول میکشد تا زخمها را التیام بخشیم.

بیاموزند ثروتمند کسی نیست که  بهترینها دارد.

کسی است که کمترین نیاز دارد.

و من گفتم از شما به خاطر این گفتکو متشکرم

و دوباره پرسیدم :آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بیاموزند؟

خدا لبخند زد و گفت :

فقط بدانند که من اینجا هستم همیشه.............


+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:19  توسط محمد زارعی  | 

چطوری میفهمی که الان در سال 2009 هستی؟

1 یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن

 2 واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته

 3 رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه

 4 ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره

6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برميگردی که موبايلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی

8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

9 الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی

۱0 اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره

11 الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه

 12 و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/07ساعت 11:15  توسط محمد زارعی  |